|
شعر های من...................
|
برای روز معلم تقدیم به تو ...............
شعر شماره 186
می پرستم.....
همه چیزت را .........
اخم ها و بد خلقی هایت را
لبخندت را ........
لج بازی هایت را................
بعضی وقتها :
آن رفتار کودکانه را ......
مهربانی ات !
بزرگی ات .....
آن بزرگی که در هیچ چیز معنا نمی شود.....
مگر....
میدانم حس بدی است ...
عاشقی را می گو یم ........!
می خندی ؟
می دانم..
می دانی ؟
به چشم هایت نگاه می کنم
و می خوانم ......
عاشقی ..
اما نه عاشق من
عاشق کسی که نمی دانم .....
6/2/8۶
شعر شماره 78
بعد از تو همراهی ندارم
قبل از تو همسفری نداشتم
تو رسیدی
شدیم دو تا
پس دو دو تا میشه چهار تا!
(منظور بچه هاست )
12/7/86
شعر شماره 73
تا کی باید صبر کنم؟
تا کی باید ز جر بکشم؟
تا کی باید صدات کنم؟
جواب ندی؟
تا کی باید منتظر
تو بنشینم؟
جواب بده !
لال شدی؟
خب دیگه کاری ندارم
می تونی بری!
3/7/86
شعر شماره 39
دلم خیلی تنگه
واسه گریه
واسه خنده
واسه اشک
واسه هر چی که تو گفتی
و
نبود
واسه هر چی که تو رفتی
و
نبود
اما امروز
می دونی !
دلم پره
از دست تو
از دست تو
از عشق تو
از اون همه محبتت
از اون همه خشم
از اون همه همه چیز
قد وبالا ی بلند ؟
اسب سفید ؟
نه !
نبود !
یه چیزی بیشتر ......
24/6/86
شعر شماره 70
دستهایم را دراز کردم به سوی تو
و تو رویت را برگرداندی
و من می خندم
نه!
تو آن کس که دنبالش می گردم
نیستی.................
30/6/86
شعر شماره 40
من از تو می ترسم
از جذبه ی تو
از غرورت
از قد و هیکل بلندت
از اون چشمای خمارت
خط ریشای بلندت
با اخمِ تو هم اِت
من از تو می ترسم
مرد من!
24/6/86
شعر شماره 134
تا به امروز هیچ گاه....
خودم را ....
بَرسَرِ دیواری آویزان نکرده بودم
تا مردمان به تماشا بنشینند.......
اما امروز......
بعد از 14 سال زندگی بی وقفه ....
بدون پیام بازرگانی ....
با صدای دفم...
همراه آنها..
(منظور دفم و صدایش است )
خودم را
بَر سَر دَرِ ، دَرِ سالن مدرسه ........
به میخ کشیدم .
1/9/86
شعر شماره 64
یک دو سه
آزمایش می کنم
قلبم آماده است
شلیک می کنم
من خطا رفتم
این راه را
هرچه گفتم را
حاشا می کنم
تو بگو
من چه کار باید بکنم ؟
هر چه دارم
فدای عشقم بکنم؟
28/6/86
شعر شماره 115
پرسش های فراوانی درون ذهنم ملق می زنند
و ذهنم را به گردش در می آورند
همین است که فکر می کنم
صبح ها سرم گیج می رود؟
13/8/86