|
شعر های من...................
|
شعر شماره154
و احساسم ........
که پر از خطوط به هم ریخته ی یک تصادف است
باز هم با خطهای مداد غرور یک انسان ..
پر از خط های صاف می شود..
و دوباره .......
تصادف ....
و بعد ......
احساسم ....
که پر از خطوط به هم ریخته ی
یک تصادف است!
20/9/86
شعر شما ره 169
دیگر احساس نمی کنم
که فقط ،بیهوده................
بر روی زمین گام بر می دارم
واز آنچه هستم.
شادم !
حتی بیشتر از آنچه که باید !
از وقتی راه دلم را می روم ..
به درستی هدایت شده ام
و یا شاید نصیحت هایی که گوشم را آزار می داد
امروز کار ساز شده !
او را چه دیدی ؟
شاید هنگامی که دارم......
سرگذشت را می گویم و می نویسم
و یا شاید می سرایم!
پرر از نصیحت بودم......
وشعر هایم
و شعر هایم همه آیینه ی نصیحت هایم!
اکنون پر از تلاسه ام...........
یعنی بازتاب خوبی خواهد داشت ؟
17/10/86
شعر شماره 163
قسم؟
به چی ؟
به این که دوستم نداری؟
عشق مقدس که برفت؟
آرزوی چی رو داری ؟
این که برم؟
این که دیگه نگم بهت دوستت دارم؟
ولی می گمم................!
دوستت دارم!
دوستت دارم!
دوستت دارم!
11/10/86
شعر شماره 149
لبخند بزن
ببیت دنیا به رویت می خندد
چه صدایی
حتما صدای خنده ی توست
به پیشوازم آمدی؟
نه.........
اشتباه بود ........
شیر آب را باز گذاشته بودم........
9/9/86
شعر شماره 104
این صدایچیست که می آید ؟
صدای آب؟
قهرمان رویا ؟
یا من؟
دردرون من هلهله ای به پاست
جشن عروسی من با احساسم!
12/8/86
شعر شماره 112
پاهایم نای رفتن ندارند
ای نامردمان
مرا رها سازید !
تا پرواز کنم
به اوج خیالم !
13/8/86
شعر شماره 36
صدا می کند مرا
معلم :
Miss practical!
گوش می کنم
به صدایش:
Miss practical?
جواب می دهم
به صدایش:
Miss practical .
24/6/86
شعر شماره 10
به دوردست می نگرم
به فراتر از دوردست
شاید گم شده ام بیاید
مدتی است که فکر می کنم
چیزی از وجودم گم شده
به دوردست می نگرم
به فراتر از دوردست
شاید گم شده ام بیاید .
3/4/86
شعر شماره 3
..................... عزیزم دوست دارم
یه وقت نری از پیش من دق می کنم
یه وقت نیای بگی خدافظ عزیزم
وقتی که مردم بیای سر قبرم بگی :
ببخشیدا یادم نبود اگه برم دق می کنی!
نرو باشه ؟ وگرنه من دق می کنم!
من قربون اون همه ناز واشفه برم
قربون اون داد زدنا !
قربون اون قسما!
قربون تو!
قربون من!
عزیز من!
زمستان 84